هواتو ...

ز تمام بودنی ها "تو" همین از آن من باش... که به غیر با "تو" بودن دلم آرزو ندارد... !!!

هواتو ...

ز تمام بودنی ها "تو" همین از آن من باش... که به غیر با "تو" بودن دلم آرزو ندارد... !!!

هواتو ...

خوش اومدی .

چیزی از خودم ندارم که توی این وب بزارم .

مثل اکثر وبلاگا این جا هم همش کپیه ،

همه ی این اطلاعات از منابع دیگس

که می تونید با یه چرخ زدن پیداشون کنید .

فقط فکر کردم شاید آدمایی که

کمی به سبک من زندگی می کنن

از این فضا خوششون بیاد .

خوشحال میشم قبل رفتن یه اثر ،

هرچند کوچیک ، از خودتون به جا بزارید

سپاس

2324

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۲۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

دریافت
حجم: 28.3 مگابایت
توضیحات: چگونه گناه نکنیم - استاد رائفی پور - جلسه ی اول/ از شش جلسه


تو این سخنرانی استاد درمورد راه های گناه نکردن توضیح می دن . 


سعی می کنم همه ی شش جلسه رو بزارم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۲
23 24


گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هست


ور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست، هست


یا به جز عشق تو از تو یادگارم هست، نیست


یا قدم در عشق تو سخت استوارم نیست، هست


یا به جز بیدادی تو کارزارم هست، نیست


یا به بیداد تو با تو کارزارم نیست، هست

 

یا سپید و روشن از تو کار و بارم هست، نیست


یا سیاه و تیره بی تو روزگارم نیست، هست


یا بر امید وصالت شب قرارم هست، نیست


یا در اندوه فراقت دل فگارم نیست، هست


یا فراقت را به جز ناله شعارم هست، نیست


یا وصالت را شب و روز انتظارم نیست، هست


گر دگر همچون سنایی صید زارم هست، نیست


یا اگر شیری‌ست او آنگه شکارم نیست، هست



سنایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۵۱
23 24

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۳۲
23 24


علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرالله است

شب شنفته است مناجات علی

جوشش چشمه عشق ازلی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۳۱
23 24

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۲۸
23 24

 


مرا بازیچـه‌ خود ساخت چـون موسا که دریا را


فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسا را


نسیم مست وقتی بوی گل می‌داد حس کردم


کـــه این دیوانــه پرپر می‌کند یک روز گـــل‌ها را


خیانت قصه‌ی تلخی است اما از که می‌نالم؟


خودم پــــرورده بودم در حــواریــون یهــــودا را


خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست


چـــه  آســــان  ننگ می‌خوانند  نیرنگ  زلیخــــا  را


کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست


چـــرا آشفته می‌خواهی خدایــا خاطر ما را


نمی‌دانم چـــه افسونی گریبان‌گیر مجنون است


که وحشی می‌کند چشمانش‌آهوهای صحرا را


چه خواهد کردبا ما عشق؟پرسیدیم و خندیدی


فقــــط با پاسخت پیچیـده‌تر کــــردی معمــــا را


 


فاضل نظری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۲۰
23 24


سر زیبا یـیِ چشمان تو دعوا شده است


بین ماه و من و یک عده اساتید هنر...


مسعود محمد پور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۰
23 24


انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست   !

تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !


تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری

انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

 

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم

هر «خانواده» جمعی از «چندین نفر تنها» ست!

 

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !

-با اینکه در این روزها نوع بشر تنهاست –

 

نقاش تنهایی یک شهر بزرگم من !

هر خالقی در موقع خلق اثر تنهاست !

 

دل را - به هر تعداد لازم بود - قسمت کن!

هر کس «یکی» را دوست دارد بیشتر تنهاست!

 

 

اصغر عظیمی مهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۵۴
23 24



این که «دلتنگ» توام..!! اقرار میخواهد مگر؟؟!


 «مهدی مظاهری»



وحشتناک ترین لحظه ی زندگی، لحظه ایست که انسان رادر سرازیری قبرمیگذارند.

شخصی نزدامام صادق(ع)رفت و گفت من از ان لحظه بسیارمیترسم، چه کنم؟


امام صادق(ع)فرمودند:زیارت عاشورا را زیاد بخوان.

آن مرد گفت چگونه با خواندن زیارت عاشورا از خوف آن لحظه در امان باشم؟


امام صادق فرمود: مگر در پایان زیارت عاشورا نمی خوانید اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود؟

یعنی خدایا شفاعت حسین(ع)را هنگام ورود به قبر روزی من کن.
زیارت عاشورا بخوانید تا امام حسین(ع) در آن لحظه به فریادتان برسد.
...اگر خواستید قرائت زیارت عاشورا را ترویج کنید برای دیگران ارسال نمایید...

ﺁﯾﺎﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺩﺳﺘﺖ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ کنی ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

 ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ

 ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﯾﺶ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ،

ﻭ ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﮔﺮﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ

 ﭘﺲ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﺷﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ.


امیدوارم هر ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍ می فرﺳﺘﺪ ﺁﺗﺶ


ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻧﮑﻨﺪ...!!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۰
23 24



در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت


بــاور نمی‌کــردم بــه آســـانی دلـم رفت


از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می‌گـرفـتـنـد


در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت


رفــتــم کـنــارش، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!‏


پـرسـیـد: شعـرت را نمی‌خـوانی؟ دلم رفت


مـثـل مـعــلـم‌ها بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت


مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت


مــن از دیــار «مـنــزوی»، او اهــل فـــردوس


یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت


ای کاش آن شب دست در مویش نمی‌بـرد


زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت


ای کـاش اصلاً مـــن نمی‌رفــتـم کــنــارش


امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت‏


دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد


دیـروز طـوفـان شد، چه طـوفـانی... ( ) رفت!!!


کاظم بهمنی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۱
23 24


ابرویِ توهرجاست خودِ کفر همان جاست


این ساده ترین شیوه ی اسلام شناسی ست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۷
23 24


در موسم زمستان سعدی دو چیز خواهد

با روی آفتابی,  در آفتاب رویی

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۵
23 24



به رفتن تو سفر نه ، فرار می گویند


به این طریقه ی بازی قمار می گویند


به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد 


هنوز مثل گذشته «نگار» می گویند


اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر 


به من اهالی جنگل شکار می گویند


مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند 


کنار گل مگر از حسنِ خار می گویند؟


تو رفته ای و نشستم کنار این همدم 


 کاظم بهمنی

به این رفیق قدیمی سه تار می گویند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۵۷
23 24


تو با چادر به سر کردن ز یادم میبری بانو 


تمام معصیت های نهفته در نگاهـــم را

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۸
23 24


جمعه شب ها دلم از عشق تو سر ریز شود


شنبه ها مجلس ختم دل دیوانه ی ماست

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۶
23 24

 



این غم انگیز ترین شعر جهان خواهد شد... 

شاعری واژه به سر دارد ومعشوقی، نه...!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۸
23 24




قبل اسمم... بی تعارف...خواهشا آقا نگو..


دوست دارم چون صدایم میکنی بی پیشوند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۰
23 24



گیسوانت زیر باران، عطر گندم زار … فکرش را بکن!

با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار … فکرش را بکن!

در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سال ها

بوسه و گریه، شکوه لحظه ی دیدار … فکرش را بکن!

سایه ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک

خنده خنده پر شود خالى شود هر بار … فکرش را بکن!

ابر باشم تا که ماه نقره ای را در تنم پنهان کنم

دوست دارد دور هر گنجی بچرخد مار … فکرش را بکن!

خانه ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار … فکرش را بکن!

از سماور دست هایت چای و از ایوان لبهایت قند را

بعد هم هی سیگارو هی سیگارو هی سیگار … فکرش را بکن!

اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، که پرتم می کنند

سایه ها در تونلی باریک و سرد و تار … فکرش را بکن!

ناگهان دیوانه خانه … و پرستاری که شکل تو نبود

قرص ها گفتند: دست از خاطرش بردار. فکرش را نکن!

«غلامرضا سلیمانی»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۲۷
23 24


حرف من را نه ولی حرف خدا را گوش کن
کاش می ماندی ، سفر از مبطلات روزه است ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۲۱
23 24
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۲
23 24